۱۴۰۳ خرداد ۲۰, یکشنبه

افول‌دیکتاتوری جمهوری‌اسلامی

 









شاهو حسینی

شاید هیچ‌گاه تا برآمدن مدرنیته اهمیت فلسفه سیاسی ارسطو که مبتنی بر فرد بافضیلت و طبقه متوسط بود، به‌طور جدی درک نشد، در واقع نمود فرد یا شهروند با فضیلت بعدها در اندیشه دکارت به سوبژه تبدیل شد و با برآمدن جامعه‌مدنی و از دل آن دولت‌مدرن ‌دمکراتیک اهمیت طبقه متوسط بهتر درک شد. در اندیشه ارسطو اهمیت طبقه متوسط تا آنجا بود که زیربنا و اساس ظهور فرد بافضیلت فرض می‌شد. بدون تردید با ظهور مدرنیته اهمیت سوژه(فرد بافضیلت و کمال‌یافته عقلی) به مثابه زیربنای جامعه مدنی و طبقه متوسط به مثابه زیربنای دولت مدرن دمکراتیک بیشتر از هر زمانی آشکار شد. از نڤر ارسطو تا زمانی که طبقه متوسط با اقتدار حزوور داشته باشد و به تبع آن نیز فرد بافضلیت اداره امور سیاسی جامعه را در دست داشته باشد، جامعه رو به کمال و پیشرفت است، اما زمانی که این چرخه متوقف گردد، اضمحلال و فروپاشی جامعه کلیدخورده و اجتناب‌ناپذیر می‌گردد. در اندیشه ارسطو اگر نزاع درنتیجه شکاف میان حکمرانان و فقرا در جامعه به دلیل گسترش شرارت و فساد حکمرانان در جامعه اجتناب‌ناپذیر شود، منجر به فروپاشی میگردد..

 

 دیکتاتوری بەجای دمکراسی

 تنازع میان جامعە و حکومت پهلوی اگرچە بر روی گسل تمامیت‌خواهی حکومت پهلوی که منجر به شکل‌گیری شکاف میان حکومت و دگراندیشان شد، شکل‌گرتفه بود، اما نگاه ابزاری و ابژکتیڤ به دمکراسی و استفادە ابزاری از دمکراسی نەتنها منجر به دمکراتیزاسیون در ایران نگردید که یک دیکتاتوری ایدئولوژیک فوندامینتال از دل‌آن انقلاب بیرون آمد، البته اگر هم بنیادگرایان مذهبی حکومت را قبضە نمی‌کردند، چندان فرقی نمی‌کرد که چپهای رادیکال به قدرت برسند یا مجاهدین خلق، در هر حال یک دیکتاتوری بنیادگرا در جامعە شکل‌می‌گرفت. ایراد هر سه ایدئولوژی این بود، که نگاهشان به غرب و مدرنیته نگاهی به شدت تخاضمی و تنازع‌آمیز بود، اساسا هر سه ایدئولوژی در یک بزنگاه ایدئولوژیک در رابطه با غرب و مدرنیته به هم می‌رسیدند و نگاهی مشترک با مشخصه تخاصم و تنازع این بزنگاه ایدئولوژیک بود. در واقع غیاب عقل‌گرایی‌و نگاەگفتمانی یا بەعبارتی بهتر غیاب نگاهی سوبژکتیڤ به دمکراسی منجر به بازتولید دیکتاتوری گردید.

 

افول دیکتاتوری

دیکتاتوری جمهوری اسلامی با پوپولیسم و ترویج عصبیت دینی در جامعه تثبیت و هژمون شد، اما در ادامه با قوام گرفتن و تجربه انقلابیون رادیکال در هرم قدرت روند تصفیه دیگران از قدرت گسترش یافت، در واقع بخشی از بنیادگرایان مذهبی برای تثبیت موقعیت و اقتدار خود، همزمان هم نخبگان انقلابی بنیادگرای درون الیتی را تصفیەکردند و هم دگراندیشان و سیاسیون دگراندیش بیرون از الیت حکومت نظیر کردها، چپها، ملی-مذهبیها و.... را تصفیەکردند. بنابراین با پایان جنگ نوعی از الیگارشی بنیادگرایانه شروع شد، اما امکانات سیاسی و اقتصادی قدرت جنگ را به درون الیگارشی حاکم نیز کشاند و در نتیجه نخبگان درون الیگارشی نیز بەتدریج حذف و کنارگذاشتە شدند از هاشمی رفسنجانی تا خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی، لاریجانی و....



اکنون تنها بخشی محدود و منحصر از کوتولەهای بسیار کوتولەی سیاسی درون الیگارشی حاکم باقی ماندە، کە بدون تردید فاقد هرگونە تفکر و اندیشەای برای برون‌رفت از بحرانهای عمیق و گستردە درون جامعە و دامنگیر حکومت به نظر می‌رسند. عدم تعادل حکومت در برون رفت از بحرانهای برآمده از روند روبەرشد اعتراضات اجتماعی و سیاسی جامعه، واکنشهای عصبی و خشم‌آلود به بحرانها، قدرت‌طلبی و فساد گسترده سیستماتیک در حکومت و ادر الیگارشی حاکم پس از مرگ یا ترور رئیسی به عریان‌ترین وجه خود را نشان دادە و جنگ در آوردگاه اصولگرایان و رو کردن فساد یکدیگر آنقدر شور شدە، کە هیچ ابزاری حتی خشونت و زور حکومتی هم نمی‌تواند مردم را بە پای نمایش مبتذل و مضحک انتخابات چهاردهم بکشاند. تنها هدف حکومت در این برهه بەانجام رساندن این شوی مبتذل است تا شاید بتواند از فرسایش و گسست بیشتر الیگارشی حاکم جلوگیری کند، اما افول دیکتاتوری جمهوری اسلامی امروز بیشتر از هر زمان عیان‌تر، و آسکارتر شدە است.

 


۱۴۰۳ خرداد ۱۳, یکشنبه

تبارشناسی‌دیکتاتوری‌جمهوری‌اسلامی

 













(گذار از دیکتاتوری پوپولیستی به دیکتاتوری پادگانی)

شاهو حوسینی

 

 دیکتاتوری به مثابه فرمی از حکومت که انحصار کامل قدرت، اقتصاد و روندهای فرهنگی در جامعه‌را در اختیار دارد در نقطه‌مقابل دمکراسی به مثابه فرمی از حکومت که قدرت در حال گردش، اقتصاد غیرانحصاری و آزاد و روندهای فرهنگی سیال هستند، قرار می‌گیرد. در واقع اگر به طور جوهری به تمایز میان دیکتاتوری و دمکراسی پرداخته شود، می‌توان گفت تفاوت جوهری این دو فرم در خصلت ابژکتیو دیکتاتوری و سوبژکتیو دمکراسی خلاصه می‌شود، به طوریکه در دیکتاتوری این حکومت است که فرد را ساخته و پرداخته می‌کند، اما در دمکراسی این فرد است که حکومت را ساخته و پرداخته می‌کند. اگرچه در گذشته دیکتاتوریها را بەطورکلی در یک طیف حکومت ناکارآمد، فاسد و تمامیت‌خواه جای می‌دادند، اما در سالهای گذشته با توجه به تحولات رو به تغییر دیکتاتوریها و حکومت‌های غیردمکراتیک نوعی تفاوت و تمایز میان آنها خاطرنشان شده است. البته در اینکه همه انوا‌ع حکومتهای دیکتاتوری تمایت‌خواه و اقتدارگرا هستند شکی نیست و همه در این خصوخصیت مسترک هستند، اما لزوما همه ناکارآمد و فاسد نیستند.

 

تبارشناسی حکومتهای دیکتاتوری

اگر قدرت به مثابه مبنای تفکیک حکومتها مورد تاکید قرار بگیرد بدون شک تمام حکومتهایی که در آنها گردش آزاد قدرت نیست، اقتدارگرا و تمامیت‌خواه به‌حساب می‌آیند، اما در این میان گزینه‌های دیگری نیز در میان حکومتهای دیکتاتوری و تمایت‌خواه می‌تواند مبانی تفکیک تبار قرار بگیرد، از جمله میزان حضور نخبگان فکری، تکنولوژیکی، صنعتی در قدرت سیاسی و در لایه‌های تصمیم‌گیری، میزان پذیرش نخبگاه در سطوح مختلف فراتر از ایدئولوژی حکومتی در جهت توسعه‌یافتگی اقتصادی، میزان بهره‌مندی جامعه از رفاه، آموزش و امکانات مادی، میزان تبعیض‌زدایی و پیشگیری از رانت‌خواری به صرف نزدیکی ایدئولوژیکی به هرم قدرت، فساد‌زدایی و تقسیم عادلانه امکانات فراتر از نزدیکی یا دوری به حاکمیت و ........

بە این ترتیب و با لحاظ کردن این ویژگیها می‌توان از لحاظ تبارشناسی میان حکومتهای دیکتاتوری تفاوت قائل شد، حکومتی مثل جمهوری خلق چین اگرچه به شدت ضد دمکراسی، آزادی سیاسی و بیان است، اما حکومتی به غایت نخبه‌سالار است و امکان رشد و پرورش نخبه‌ها فارغ ازجدوری یا نزدیکی به قدرت سیاسی برایشان فراهم است، یا حکومتهای اقتدارگرایی نظیر امیرنشینهای خاورمیانه که جامعه‌ای به غایت مرفه دارند و نخبگان امکان رشد و پرورش دارند، در کنار آنها حکومت جمهوری اسلامی نیز که حکومتی دیکتاتوری است وجود دارد که حکومتی به شدت سرکوبگر، نخبه‌ستیز، فاسد، ناکارآمد، با اقتصادی به شدت متزلزل، جامعه‌ای که در آن فقر و فلاکت به سرعت و شدت در حال گسترش است. بدون شک تبار همه این حکومتهای دیکتاتور و اقتدارگرا یکی نیست.

 

تبار دیکتاتوری جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی در ابتدای قبضه قدرت انقلاب آزادیخواهانه مردم با توسل به اهمیت و نفوذ پوپولیسم تلاش کرد از طریق تهیج پوپولیسم و بسیج پوپولیستی مردم ناآگاه، کم‌سواد و به شدت مذهبی و سنتی جامعه تمام نیروهای دیگر رو از جامعه حذف نماید و به این ترتبی تا اواخر دههه شصت ابتدا از طریق تداوم جنگ با عراق و درگیر کردن ذهن به شدت پوپولیزه شده جامعه با این جنگ در داخل به شدت و بی‌رحمانه شروع به حذف رقبا دیگران برون حکومتی همچون دمکراسی‌خواهان کرد، چپها، مجاهدین، ملی‌گرایان، و درون حکومتیهایی همچون ملی_مذهبیها و مذهبیهایی نظیر طالقانی، مطهری، بهشتی و منتظری از طریق اعدام و ترور کرد، به طوری که تا اواخر دهه شصت یک حکومت کاملا یکدست پوپولیستی را تا حدودی تثبیت کردند. گسترش جنگ قدرت و عمیق‌تر شدن شکاف در میان الیت حاکم جمهوری اسلامی اندکی قبل از مرگ خمینی، با روی کارآمدن خامنه‌ای به عنوان رهبر بعدها جمهوری اسلامی را از یک حکومت دیکتاتوری پوپولیستی به سمت دیگری کشاند. جنگ قدرت میان رفسنجانی و خامنه‌ای منجر به قدرت گرفتن نیروهای شبه اصلاح‌طلب شد که تلاش می‌کردند از طریق گسترش آگاهی، تقویت طبقه متوسط و جان‌بخشی به جامعه‌مدنی در حال احتضار به تقابل با پوپولیسم انقلابی به رهبری خامنه‌ای رهبر بروند، اما هژمونی میلیتاریسم و پوپولیسم خیلی عمیق‌تر و قدرت‌مدن‌تر از آن بود که بتواند به رقابت با آن برخیزد و به همین دلیل رهبری با کودتاهای پی‌در پی در سالهای ٨٤ و ٨٨ احمدی‌نژاد را به قدرت رساند، اما زاویه گرفتن احمدی‌نژاد در دور دوم ریاست جمهوری با رهبر و فشارهای سنگین افکار عمومی به دلیل تحریمهای گسترده ناشی از گسترش برنامه‌اتمی و تهدید رفتن پرونده ایران به شورای امنیت منجر به ظهور حسن روحانی گردید، اما جریان منسوب به رهبری در خفا در صدد گذار از پوپولیسم و به حکومت پادگانی بودند، آنها از طریق بی‌خاصیت‌تر کردن انتخاباتها از طریق شورای نگهبان و تلاش برای عدم مشارکت مردم و در نتیجه رسیدن حدنصاب مشارکت در آخرین انتخابات مجلس به زیر ده درصد از یک طرف و از طرف دیگر سرکوب خشونت‌بار هرگونه اعتراض و گسترش حضور نظامیها و شبه نظامیها در تمام ارکان اداری جامعه رسما به سمت دیکتاتوری پادگانی خیز برداشته‌اند. نمونه بارز بی ارزش کردن و عدم تلاش برای گسترش مشارکت در پدیده تازه انتخابات برای جانشینی ابرایم رئیسی کاملا مشهود است، کوتوله‌های سیاسی که در رقابت برای نشان دادن وابستگی و سرسپردگی هرچه بیشتر به خامنەای از هیچ حقارتی نمی‌گذرند. در واقع حکومت جمهوری اسلامی دیگر هیچ تلاشی حتی برای گول زدن و فریب دادن مردم هم نمی‌کند، زیرا اکثریت قاطع جامعه به آن میزان از فهم و شعور رسیده، که جمهوری اسلامی حکومت مطلوب آنها نیست و باید از میان برود، و البته جمهوری اسلامی این را می‌داند، به همین دلیل تلاش می‌کند از طریق گسترش میلیتاریسم، جامعه‌ای پادگانی ایجاد کرده و هر صدایی را در گلو خفه نماید.

 


۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۵, شنبه

مۆدێڕنیزاسیون، سێکۆلاریزاسیون، سەربەخۆیی

 












شاهۆ حوسێنی

دەرکەوتنی دەسەڵاتە نەتەوەییەکان لەپاش کۆتایی شەڕێ یەکەمی جیهانی لە رۆژهەڵاتی ناوین و پشتگوێ خستنی مافی کورد وەک نەتەوەیەک لەگوێن هەموو نەتەوەکانی‌تری ڕۆژهەڵاتی ناوین لەلایەک و لەلایەکی‌تر حەولی دەسەڵاتە پاوانخواز و ڕەزگەزخوازەکان بۆ ئاسمیلەکردنی کورد و تواندنەوەی، بەستێنەکانی پەرەی هەستی نەتەوەیی و نەتەوەخوازی لە کوردستان بوو، لەڕاستی‌دا ئەگەر نەتەوەخوازی لە ڕۆژئاوا بەرهەمی خۆناسی، خۆبنیادی و خۆشوناس بەخشی تاکی ڕەخسیو لە شووناسی ئایینی بوو، ئەوا لە کوردستان دژکردەوەیەک بوو بەدژ داگیرکاری ئەوی‌تری دژەکورد و غەیرە کورد، واتە نەتەوەخوازی کوردی  وڵامێک بوو بۆ پرسیاری "ئەمن کێ نیم"، بەڵام هیچ وڵامێکی بۆ پرسیاری "ئەمن کێم" هەتا ئێستاش پێ نیە. ئەوە لەکاتێك‌دایە کە نەتەوەخوازی لە رۆژئەوا سەرەتا بە شک لە شووناس و وجود ئایینی دەست پێ‌دەکات و مرۆڤ دەگاتە بەردەم ئەو پرسیارە کە "ئەمن کێ نیم"، بەڵام لە درێژەدا لەڕێی بیرکردنەوەی دەگاتە وڵامی پرسیار لە "ئەمن کێم"، دێکارت لەڕیی بیرکردنەوە بوونی خۆی دەسەلمێنێت. لەڕاستی‌دا دوو بنەمای سەرەکی نەتەوەخوازی ڕۆژئاوایی بریتین لە دوو ریسا و ئوسولی فەلسەفەی دێکارت، سەرەتا "من شک دەکەم کەوابێ هەم" و دووهەم "من بیردەکەمەوە کەوابێ هەم". مرۆڤی مۆدێرن و کۆمەڵگای مۆدێرن سەرەتا بە شک لەو شووناسەی بەسەری دا سەپاوە دەیسەلمێنێت کە کێ نیە و دوایی بە کەڵک وەرگرتن لە عەقڵ و ئاوز و بیرکردنەوە لە "خۆ" چوارچێوەیەکی زەینی دادەڕێژێت لە خۆی و دەیسەلمێنێت کە کێیە. ڕێک ئا لێڕەش‌دایە کە ڕووحێکی نەتەوەیی بە مانای زەینێک و چوارچێوەیەکی مەعریفی لەمەر نەتەوە بەرهەم دێت و دبێتە جیهان و ژینگەی ژیان، مسۆگەر بوون و پەرەی ڕووحی نەتەوەیی و تاک وەک ڕایەڵێکی نەپساوە لێک‌گرێ دەداتەوە.

 

مۆدێڕنیزاسیون

لەکۆمەڵناسی‌دا مەبەست لە مۆدێڕنیزاسیون ئاڵوگۆڕی‌گەلێکی کۆمەڵایەتی بەمانای تێپەڕین لە کۆمەڵگا و کلتووری نەریتی بەرەو شێوازەکانی مۆدێڕنی وەک: پەرەی تاکێتی، جیاوازی کۆمەڵایەتی، پیشەیی‌بوون، دێمۆکراتیزاسیون و برۆکراتیزە بوونە.

کۆنت بۆ پێناسەی مۆدێڕنیزاسیون یاسایەکی سێ‌قۆناغی داڕشتوە کە پێێ ئەو یاسایە، زەینی مرۆڤ لە قۆناغی تێئۆلۆژی بەرەو قۆناغی مێتافیزیکی و لەوێش‌ڕا بەرەو قۆناغی زانستی هەنگاو دەنێت.

فێردیناند تونیس تایبەت‌مەندێکانی سەردەمی نوێ بەمانای تێپەڕێن لە قۆناغی کۆمەڵگایی بەرەو قۆناغی جڤاکیە، واتە تێپەڕین لە پێوەندی‌‌کۆمەڵایەتی نەریتی و ئۆرگانیکی، واتە فۆڕمی پێوەندی خوێنی ئەم جۆرەی لەبنەماڵە، تایفە و عەشیرەدا حاکمە، بەرەو قۆناغی جڤاکی، واتە فۆڕمێک پێوەندی لەدەرەوەی پێوەندی خوێنی و ئۆرگانیکی، پێوەندی لەناو بازنەی بەرژەوەندی هاوبەش، ئەندێشە و ڕوانگەی هاوتەریب و لەناو پێکهاتەگەلێک کە بەشێوەی دڵخواز و ئیرادی مرۆڤ تیان‌دا بەشداری دەکات و ئەندامەتی لەوان‌دا ئیجبار و داسەپاو نیە.

بەڵام ماکس وێبێر مۆدێرنیزاسیون ئەساسەن بە ڕەوتێکی بەعەقڵانی‌بوون دەزانێت، واتە عەقڵ و هزری مرۆیی بەشێوەیەکی بەربڵاو دەبێتە جێگرەوەی نەریت، ئوستوورە و جادوو، ئەساسەن بەباوەڕی وێبێر مەعرفەت پەیدا کردن، ناسین و پێناسەکردن لەڕێی عەقڵ و بەکەڵک وەرگرتن لە عەقڵ دەبێتە جگرەوەی هەرفۆرمێک لە مەعریفە، ناسین و پێناسەکردنێکی کە لەدەرەوەی حەولی مرۆڤ بەسەر مرۆڤ‌دا سەپاوە.

بەگشتی مۆدێڕنیزاسیون ڕەوتێکە کە لەودا مرۆڤ دبێتە تەوەرەی سەرەکی جیهان و ژیان، لەڕێی عەقڵی و بەشێوەیەکی سەربەخۆیانە مرۆڤ بەشێوەیەکی سەربەخۆ فۆڕمێک لەشووناسی جیاواز لەخۆی دەردەخات.

 

سێکۆلاریزاسیون

لەقۆناغی بەر لە دەرکەوتنی مۆدێڕنیتە وەک هزر و ئەندێشيیەکی فەلسەفی و مۆدێزنیزاسیون وەک ڕەوتێکی مۆدێڕن و نوێ بۆ داڕشتنەوەی سەرلەنوێی ژیانی کۆمەڵایەتی، کلتووری، سیاسی و ئابووری مرۆڤەکان، ئەوا کلیسا لەڕیی ریسا و حوکم‌گەلی ئایینی فۆرماسیونی ژیانی کۆمەڵایەتی، کلتووری، ئابووری و سیاسی دیاری دەکرد، لەڕاستی‌دا فۆڕمێک ژیان لەلایەن کلیساوە بەسەر مرۆڤ‌دا داسەپابوو. سێکۆلاریزاسیون بێ‌گومان تێکەڵاوی ڕەوشەنگەریە. لەچوراچێوەی ڕەوشەنگەری‌دا دابەڕانێک لە وەهم و شووناسێکی هزری داسەپاوی بان زەوینی بەرهەم دێت، ڕەوشەنگەری یەکێک لە کۆڵەکەکانی هزری سێکۆلاریزاسیون پێناسە دەکرێت کە شەرعییەت دەبەخشێت بە عەقڵ و توانایی مرۆڤەکان بۆ تێ‌گەیشتن، فام و مەعریفەت پەیداکردن لەدەرەوەی ئایین. کۆڵەکەیەکی‌تری سێکۆلاریزاسیون بێ‌گومان ئۆمانیسمە، واتە گەڕانەوەی مرۆڤ وەک تەوەرە بۆ هەناوی جیهان، ژیان و ژینگە.

لەئاستی سیاسی‌دا لێ‌کەوتەی گرینگی سێکۆلاریزاسیون دەرکەوتنی دەوڵەت نەتەوەکان بوو، سەربەخۆیی نەتەوەکانی‌کە بەهۆی هێژمۆنی دەسەڵاتی هزری کلیسا بەشەرعییەتی شەرعی پیرۆزی کلیسا تاڵان دەکران، دەکووژران، لەناو دەبران، هەروەها دەرکەوتنی دەوڵەتی مۆدێڕنی دێمۆکراتیک بوو. لێ‌کەوتەی گرینگی کۆمەڵایەتی سێکۆلاریزاسیون پەرەی کۆمەڵگای مەدەنی، دەرکەوتنی چین‌وتوێژە جیاوازەکان، پەرەی ئابووری و شۆڕشی پیشەیی بوو، ڕەخسانی مەجالی حەول و تێکۆشان بەڕادەی هۆش، توانایی زەینی و عەقڵی مرۆڤەکان و بەم شێوەیە پەرەی بەختەوەرەی مرۆڤ و پێشکەوتی ژیانی مرۆڤەکان. لێ‌کەوتەی گرینگی کلتووری سێکۆلاریزاسیون پیرۆزی سڕینەوە لەدیاردەکان، پلۆرالیزمی ئەندێشە و ڕوانگەکان و مەجالی پشکووتنی مرۆڤەکان و جیاوازێکان لەناو کۆمەڵگا‌دا بوو.

بەکورتی دەشێ بگوترێ کە سێکۆلاریزاسیون بەمانای دژایەتی ئایین و ئایین سڕینەوەی لە کۆمەڵگادا نیە، بەڵکە بەشیک لەڕەوتی مۆدێرنیزاسیونە کە شووناسی هزری، ڕواڵەتی، سیاسی، کلتووری و کۆمەڵایەتی داسەپاو بەسەر مرۆڤ و کۆمەڵگادا وەک پیرۆزیەکی نەگۆڕ و مسۆگەر لادەدات و بەستێن و مەجاڵ بۆ دەرکەوتنی ئەندێشەی مرۆڤانە بەدەر لەهەر دەسەڵات و پیرۆزێکی خۆسەپێنەر دەڕەخسێنێت.

 

سەربەخۆیی

سەربەخۆیی بەمانای ڕزگاری‌مرۆڤ لە، بە مۆدێڕنیزاسیون دەس‌پێ‌دەکات و بە سیکۆلاریزاسیون دەگاتە لووتکە. سەربەخۆیی سەرەتا بە ڕزگاری مرۆڤ لە شووناسی داسەپاو، هزری داسەپاو، فام و تێ‌گەیستنی داسەپاو دەس‌پێ‌دەکات، ئەم سەربەخۆییە لە کۆمەڵگادا دەگاتە کۆمەڵگای مەدەنی بە مانای سەربەخۆیی چین‌وتوێژە کۆمەڵایەتی، پیشەیی و ئابوورێکان و لە ئاستی‌ سیاسی‌دا دەگاتە سەربەخۆیی سیاسی و دێمۆکراسی لەناو کۆمەڵگادا. سەربەخۆیی لەڕاستی‌دا سەرەتا لە تاک‌دا دەپشکوێت، تاکێکی کە ئازادانە و سەربەخۆیانە خۆی داڕشتوە و لەگەڵ تاکەکانی‌تر دەگاتە لێک‌تێ‌گەیشتن و بنیادی کۆمەڵگایەکی مەدەنی دادەڕێژن لە دەرەوەی هەرجۆرە جەبرێک و هێزێکی سەپێنەر و پاوانخواز. سەربەخۆیی وەک مێنتالیتە و خواست بەرهەمی مۆدێڕنیتەیە. یەکەم هەنگاو بەرەو سەربەخۆ سڕینەوەی ئەو شووناس و فۆڕمە داسەپاوە لەڕێی شک و دوایی داڕشتنی شووناس و فۆڕمێکە لەڕیی تێ‌گەیشتن و بیرکردنەوەی سەربەخۆیانە. لەهەنگاوی دووهەم‌دا مرۆڤ لەئاستێکی بان‌تر بنیادنەری سووژەیەکی بەربڵاوترە بەناوی کۆمەڵگای مەدەنی و لەویش بانتر لەڕێی عەقڵ و ئاوز بنیادنەری فۆڕمێکی بەربڵاوتری کۆمەڵایەتیە لەژێر ناوی نەتەوە و بەم شێوەیە سەربەخۆیی وەک ڕەوتێک سەیروورەت پەیدا دەکات.

ئەگەر کوردایەتی بەمانای "ئەمن کێ نیم" بۆتە ئایدۆلۆژێکی سیاسی بۆ بەگژ دەسەڵاتی ناوەندی‌دا چوون و مسۆگەرکردنی دەسەڵات لەبەرامبەردا مەجالی دەرکەوتنی نەتەوەخوازی کوردی بەمانای "ئەمن کێم" نەدراوە و لەژێر گوشاری پاوانخوازێتی کوردایەتی‌دا مەجالی دەرکەوتنی پێ‌نەدراوە. نەتەوەخوازی کوردی لەغیابی پەرەی پێ‌گەیشتووی و تێ‌گەیشتوویی بیرمەندانەی تاک و کۆمەڵگای مەدەنی نەیتوانیوە بەرهەم هێنی ڕووحێکی نەتەوەیی وەک ڕایەڵی لێک‌گرێ دەرەوەی هەموو ئەندێشە و ئایدە جیاوازەکان لەناو کوردستان دابێت.


۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۰, دوشنبه

بۆچی کۆماری ئیسلامی دژبەرانی لەناو دەبات؟

 ئەمە سەردێڕی وتووێژی ئەمجارەمە لەگەڵ کورد کاناڵ، لەم وتووێژەدا بە تیشک خستنە سەر پەڕتووکی "نامەکانی ئێرانی" کە بەرهەمێکی ئەدەبیە لە گەورە فەیلەسووفی فەڕانسی شارڵ دۆ مۆنتێسکیو حەولم‌داو ئیستبداد لەئێران و کۆماری ئیسلامی وەک دەسەڵاتێکی ئیستبدادی شرۆڤە بکەم.

مۆنتسیکو لەم پەڕتووکەدا باس لە چەند دەرکەوتە دەکات، یەکەم حاکمی موستەبید، دووهەم حەڕەمسەرا، سێهەم خواجەکان و چوارەم ژنان. حەرەمسەرا هێما و سیمبۆلی ژینگەی ئیستبداد و حاکمی موستەبیدە، ژن کەرەسەی عەیاشی و ڕابواردن و مناڵ خستنەوەیە لە خزمەت ئیستبدادا، جواکەنا هەموو دەست و پێوەندێکانی ئیستبداد لەخۆدەگرێت کە دەوام، هێژمۆنی و بەرژەوەندی ئیستبداد دەور دەگێڕن، ئەوا لەڕیی ئەختە بوونەوە دەبنە خوڵامی حەڵقە لەگوێ حاکم و لەهیچ جینایەتێک و سەرشۆڕیەک بۆ حاکم ناسڵەمێنەوە. مۆنتسیکو لەم پەڕتووکەدا باس لە دۆخی دەروونی و ڕەوانی حاکمی موستەبید دەکات و بە دەست خستنە سەر ترس وەک هۆکار، ئاماژە بە تۆقاندن، خستنەوەی دڵەڕاوکێ لە کۆمەڵگادا و کەڵک وەرگرتن لە تووند و تیژی وەک زمان و کردەوەی حاکم نیشان دەدات کە حاکم بەهۆی ترس لە ئاگا بوون و تێگەیشتووی کۆمەڵگا وەک بنەڕەتی‌ترین بەستێنی وەلەرزە خستنی پایەکانی دەسەڵات، حەول دەدات لەڕیی ترساندن و تۆقاندنی کۆمەڵگا ئەم ترس و دڵەڕواکێیە دابمرکێنێت.

لەکۆماری ئیسلامی‌دا ئێران حەرەمسەرای رێبەرە و ژینگەی مسۆگەرکردن، پەرە و دەوامی ئایدۆلۆژی فۆندامێنتالیزمی ئایینیە، ژن کەرەسەیەک لە خزمەت ئارەزوو و حەزی سێکسی پیاوسالاری دەرکەوتوو لە فۆندامێنتالیزمی ئایینی دایە، خواجەکان هەموو دام و دەزگاکانی سیاسی، ئیداری و نیزامی لەخۆدەگرێت لە مرۆڤی ئەختەکراوی بەرهەم هێناو بۆ سەرکووت، تۆقاندن و لەناو بردنی هەرجۆرە ناڕزخایەتێک، یەکێک لەو دەزگا ئەختەکراوانە سیستمی قەزایی کۆماری ئیسلامیە کە حوکم‌گەلێکی وەک زیندان و ئیعدام بەسەر ناڕازیان دا دەسەپێنێت. ژنان کە بە دژ ئۆبژەبوون و شووناسی نزمی داسەپاو لەلایەن حکوومەت لە شۆرشی ژینادا ڕاسانەوە و هەموو ئەو مرۆڤانەی کە بۆ پشتیوانی لە زوڵم‌لێکراوان و لەقاو دانی جینایەتەکانی کۆماری ئیسلامی لەلایەن خواجەکانی حکوومەتی وەک گەشتی ئیرشاد، سوپای تێرۆریستی پاسداران و دەزای قەزایی سەرکووت کراون.درێژەی بابەتەکە لە وتوووێژەکەدا دەتوانن گوێ‌بیست بن.


۱۴۰۳ فروردین ۳۱, جمعه

ئاوزی‌کوردانە، ئەخلاقی‌کوردانە

 









شاهۆ حوسێنی

جۆری پێوەندی ئەخلاق و کۆمەڵگا یەکێک لەگرینگ‌ترین پرسیارەکانی بەردەم بیرمەندان و توێژەرانی فەلسەفە لەناو جهانی هزر و فەلسەفەدایە. بێ‌گومان یەکێک لە گرینگ‌ترین و هێژمۆن‌ترین نەریتەکان و ڕوانگەکان لەمەر ئەخلاق، نەریت و ڕونگەی ئەڕەستوویە، نەریتی ئەخلاقی ئەڕەستوویی و فەلەسەفی ئەخلاقی ئەڕەستوو لەڕاستی‌دا پێوەندێکی دانەبراو گرینگ‌ لەنێوان ئەخلاق و ئاوز دا ساز دەکات، بەباوەڕی ئەڕستوو: تاک لەدەڕەوەی نەریت، مێژوو و زەرفی کۆمەڵگادا ناشێت وەک خاوەنی ئاوز و ئاوزمەند پێناسەبکرێت و هەر کردەوەیەک لەچوارچێوەی عەقڵ و ئاوزدابێت ئەوە کردەوەیەکی ئەخلاقیە، بەو پێیە مرۆڤی عاقڵ و خاوەن ئاوز ئەم مرۆڤەیە کە لە بەپشت بەستن بە مێژووی کۆمەڵگاکەی، لەناو چوارچێوەی نەریتی کۆمەڵگای خۆی‌دا بۆ پێشکەوتی کۆمەڵگاکەی هەڵسووکەوت دەکات. بەوپێێە دەشێ هەر کۆمەڵگایەک و یەک لەوان کۆمەڵگای کوردی و کوردستان خاوەنی ئەخلاق و ئاوزی تایبەتی خۆی بێت.

 

ئاوزیکوردانە

ئاوزی کوردانە دەشێ بەم فۆڕمە هزری و مەعریفیانە بگوترێت لە بەرهەمی نەریتی کوردانە و لەهەناوی مێژووی کۆمەڵگای کوردستان‌دا بەمەبەستی وڵام‌دانەوە بە کێشە و قەیرانەکانی کۆمەڵگای کوردستان بەرهەم هاتبن. ئاوزی کوردانە واتە بەشێک بەشی ناوەرۆکی سۆبژێکتیسم لەکوردستان ڕەنگە ئەمڕۆکە گەورەترین غایبی کۆمەڵگای کوردیە. بەلەبەرچاوگرتنی ئەوەکە کە ئازادی، عەداڵەت و یەکسانی گەورەترین قەیرانەکانی کلتووری، کۆمەڵایەتی، ئابووری و سیاسی کۆمەڵگای کوردی و کوردستانن لەبەرامبەر داگیرکەرانی کوردستان‌دا، دەشی بگوترێ کە ئەمانە کۆڵکەکانی ئاوزی کوردانەن: ئازادی بەمانای لەنابردن و سڕینەوەی هەرجۆرە دەستێکی باڵا کە مەبەستی داسەپاندنی شووناس و فۆڕمێک بوونی ناکوردی و دژەکوردانەیە بە سەر کورد، کۆمەڵگای کوردی و کوردستان‌دا، عەداڵەت بەمانای شەرعییەتی جیاوازبوونی کورد لەوی‌تر و یەکسانی بەمانای فرسەتی یەکسان لەگەڵ ئەوی‌تر بۆ خۆدەرخستن و خۆپێناسەکردن.

 

ئەخلاقی‌کوردانە

ئەخلاو لە ئەندێشەی ئەڕەستوودا بەمانای کۆمەڵایەتی بوونی مرۆڤە، واتە قەبووڵی نۆڕم، بەها، شووناس و نەریتەکانی کۆمەڵگا، بەرپرسیارێتی لەحاند هەموو ئەو دایردانەدا و پاراستنیان وەک ئەرک. هەربۆیەش ئەخلاقی کوردانە دەشێ بەمانای قەبووڵی نۆرـ، بەها و شووناس و نەریتەکانی ناو کۆمەڵگای کوردی لەلایەن تاکی کورد و بەرپرسیاربوونی لەمەر پاراستن و ڕەچاوکردنی ئەم دیاردانەیە. ئەخلاقێ کوردانە لەناو تاکی کوردا کاتێ دەردەکەوێت کە تاکی کورد لەریی ژیان لەناو نەریت، مێژوو و زەرفی کۆمەڵگای کوردستان، واتە دەروەست بوون و بەرپرسیار بوون لەمەر هەموو قەیران و کێشەکانی کۆمەڵگای کوردی بوونێکی ئاوزمەندانە ڕەچاو بکات و لەڕیی حەول و کۆششی ئاوزمەندانە و عەقڵانی، حەولی چارەسەری و دۆزینەوەی ڕێگا چارە بۆ کێشە و قەیرانەکانی بەردەم کۆمەڵگای کوردی بەستێنەکانی ژیانێکی بەختەوەرەانە بۆ کۆمەڵگای کوردی بڕەخسێنێت.

 

بێ‌گومان بەبێ سەربەخۆیی تاکی کورد، کۆمەڵگای کوردی و کوردستان بەمانای پێناسەی ئاوزمەندانەی کورد، کوردبوون و کوردایەتی و لەدرێژەدا بەبێ کوردستانێکی عەینی سەربەخۆ هیچ بەختەوەری و سەعادەتێک بۆ کورد چاوەڕوان کراو نیە، بۆیەش ئاوزێک کوردانەیە کە بەستێن بۆ سەربەخۆیی بڕەخسێنێت و ئەخلاقێک کوردانەیە کە بەشێوەیەکی ئاوزمەندانە بەستێن بۆ بەخیەوەری تاکی کورد، کۆمەڵگای کوردی و کوردستان بڕەخسێنێت.


۱۴۰۳ فروردین ۱۶, پنجشنبه

ڕۆژهەڵاتی‌کوردستان‌ و قەیرانی‌ڕێبەڕی

 









شاهۆ حوسێنی

ڕەنگە هەتا ئەمڕۆکەش هیچ چەمک‌و وشەیەک هێندی "کاریزما" بۆ شرۆڤەو پێناسەکردنی ڕێبەڕان لەکاتی قەیران‌و لەکەشی شۆڕش‌دا ڕوونکەرەوە و چەسپاو نەبووبێت‌و کەڵکی لێ‌وەرنەگیرابێت. کاریزما ئاماژەیەکە بۆ سرنج‌ڕاکێشی و تایبەت‌مەندی‌گەلێکی درەوشاوە و بەرچاوی‌تاک‌و کەس‌گەلێک کە دەتوانن سرنجی گشتی و ڕێزی گشتی کۆمەڵگایەک یان کۆمەڵە مرۆڤێک بۆلای خۆیان ڕابکێشێن و بتوانن شوێندانەری کۆمەڵایەتی و گشتیان هەبێت. لەنێوندی سەدەی بیستەم‌ڕا چەمکی "کاریزما" بوو بە چەمکی دیار و مسۆگەر بۆ پێناسەی هەڵکەوتە سیاسێکان کە توانایی ڕێکخستن و کارتێکەری کەم‌وینەیان لەناو کۆمەڵگادا هەیە. چەمکی کاریزما لەڕاستی‌دا پێناسەی مرۆڤ یان مرۆڤ‌گەلێکە کە بان ئیرادەی مرۆڤەکان، ئەوان دەخاتە ژێرکارتێکەری ئیرادەی خۆی و تاکەکان دەبنە شوێة‌کەوتەی.

بێ‌گومان کاریزما یەکێک لەگرینگ‌ترین تایبەت‌مەندێکان و بنەماکانی کەسایەتی تاک و رێبەڕێکە کە دەتوانێ شوێن‌دانەر و خاوەن هێژمۆنی بێت لە کۆمەڵگادا، واتە یەکێک لەگرینگ‌ترین و سەرەکی‌ترین تایبەت‌مەندێکانی مرۆڤە بۆ وەدەست‌هێنانی دەسەڵات و هێژمۆنی کۆمەڵایەتی و سیاسی. لەڕێی ئەم تایبەت‌مەندێوە مرۆڤی کاریزما توانای ڕاکێشان و ریکخستنی مرۆڤەکانی لەدەوری خۆی هەیە، بەجۆرێ لەگەڵ ئەوەدا زۆر جار مرۆڤی کاریزما لەگەڵ‌ئەوەدا کە خاوەن هیچ پلەوپایەکی فەرمی و بۆرۆکراتیک نیە، بەڵام دەنگی لەناو کۆمەڵگادا هێژمۆن‌ترە لە خاوەن پلەکان و بەرچاوترە و درەوشاوەترە، هەر بەم پێیەش گۆییەکان زیاتری دەبیسن و چاوەکان ڕوون‌تری دەبینن. کەم نین ئەم کەسایەتیانەی لە کوردستانی رۆژهەڵات کە لەگەڵ ئەوەدا تۆزی مێژوو لەسەر ژیان و زەمەنیان‌ نیشتوە بەڵام هێشتا لە ئاسمانی خەیاڵ و هەستی کوردستان‌دا دەدرەوشێنەوە: شەهید سمکۆ، شەهید قازی موحەممەد، شەهید دکتۆر قاسملوو، شەهید کاک فوئاد، شەهید دکتۆر شەفیعی‌و ........

ڕێبەڕی‌کاریزما:

دەرکەوتنی ڕێبەڕی کاریزما بێ‌گومان لەلایەک بەرهەمی دۆخی تایبەتی کۆمەڵایەتی و سیاسی هەر کۆمەڵگایەکن، واتە بەرهەمی دەرکەوتن، پەرە و قوڵ‌بوونەوەی قەیرانی کۆمەڵایەتی و سیاسی ناو کۆمەڵگەکانن و لەلایەکی‌تریش بەرهەمی دۆخی لەباری کۆمەڵایەتی و سیاسی کۆمەڵگەکانن، واتە قەیران وەک پێش‌بەستێنێک و سەرچاوەی پێویستی و نیاز کۆمەڵگا هان دەدات بۆ دەرخستنی کاریزما و هەمیش ڕەخسانی کەش و هەویەکی تایبەت دەبێتە بەستێن بۆ دەرکەوتنی کەسایەتی کاریزما. بۆ وێنە قەیرانی پاش شەهید بوونی کۆماری کوردستان، شەهیدبوونی پێشەوای کورد و بەشێکی زۆری ڕێبەڕان و کەسایەتێ سیاسێکانی کوردستان وەک قەیران کەش و هەوایەکی لەباری خوڵقاند بۆ دەرکەوتنی شەهید دکتۆر قاسملوو وەک کاریزما لە داهاتوودا و هەمیش سەرکەوتنی شۆڕشی گەلانی‌ئێران و ڕووخانی حکوومەتی پاشایەتی وەک بەستێنێکی لەبار بەستێن و زەمەنێک بوو بۆ دەرکەوتنی چەندین کەسایەتی کاریزما لە کوردستان. ئەوەی لەم ناوەدا زۆر گرینگە لە تەنیش قەیران و بەستێنی گوونجاو وەک تایبەت‌مەندی زەرووری و پاڵنەر، تایبەت‌مەندی هوڵکەوتەیی مرۆڤەکان دەشێ بگوترێ شوێن‌دانەرترین تایبەت‌مەندیە، واتە مرۆڤێکی کە وەک مناڵی سەردەم و کۆمەڵگای خۆی دەردەکەوێت و پسپۆڕێکی کارامەیە کە هەم لەباری زەینێوە ڕێگاچارە و عیلاجی پێیە و هەمیش بەکردەوە و لە پراکتیک‌دا بوێرانە دێتە مەیدان قۆڵی هیممەت هەڵدەماڵێت بۆ چارەسەری قەیران. گرینگ‌ترین تایبەت‌مەندی ڕێبەری کاریزما ئاڵوگۆڕی‌خوڵقێن و نوێ‌خواز بوونە، واتە مرۆڤێکی کە لەڕێی متمانە بە زانست و عەقڵی بیرمەندانە هەست بە پێویستی ئاڵوگۆڕی زەینی لە کۆمەڵگادا دەکات و جیهانێکی زەینی و نەزەری جیاواز دەخاتە ڕوو. دەشێ بگوترێ کە ئەمە خاڵی گەوهەری کەسایەتی و ڕێبەڕانی کاریزماتیکە، ئەوان بەپشتیوانی جیهانی زەینی، زانست و تێشووی مەعریفی و نەزەری حەولی گۆڕێن بنەما نەزەری و مەعریفێکانی کۆمەڵگا دەدات و زەین و مەعریفەیەکی ئەڵتڕناتیڤ بەرهەم دهێنێت و دەیکاتە جێگرەوەی زەین و ئەندێشەی ماوە بەسەرچوو. واتە دوو لێ‌کەوتەی ڕیبەڕانی کاریزماتیک لەگەڵ مرۆڤ ئاسایی ئەمەیە و کە سەرەتا تێ‌دەگات لە زەین و ئەندێشەی کۆمەڵگا کۆن و ماوە بەسەرچوە، واتە لگەڵ ئەمرۆیی و ئێرەیی نیە، دووهەم حەول دەدات بە فۆڕم‌دان بە ئاسۆیەکی مەعریفی و زەینی کۆمەڵگا لە سەرلێ‌شێوای زەینی دوور بکاتەوە، لێ‌کەوتەی دووهەم ئەوەمەیە، تێ‌دەکۆشێت بۆ چەسپاندن و مسۆگەرکردنی زەین و ئەندێشەیەکی نوێ و بەڕۆژ.

 

 

قەیرانی‌ڕێبەڕی لە ڕۆژهەڵاتی‌کوردستان

شەهیدبوونی بەشی هەرە زۆری ئەو ڕێبەڕانەی کە دامەزرێنەر، پەرەپێ‌دەر و ڕەچاوکەری هزر و ئەندیشەی نوێ بوون بۆ کۆمەڵگای ڕۆژهەڵات، کەمپ‌نشین بوونی حیزبەکانی ڕۆژهەڵات لە باشوور، پەرەی دیاردەی بۆرۆکراتیک لەنیو حیزبەکان بەهۆی نیشتەجێی، هێژمۆنی ڕکابەڕێتی و دەسەڵات‌خوازی لەناو حیزبەکانی کوردی لەپاش کەمپ‌نشینی لەڕەوتی کۆنگرەکانی حیزبی‌دا، دابڕانی بەردەوام لەنێو حیزبەکان و چەقبەستوویی هزری و مێژویی دەشی وەک گرینگ‌ترین هۆکارەکانی بەتاڵ بوونی حیزبەکان لە کەسایەتی کاریزما، واتە پەرەی ڕکابەرێتی و هێژمۆنی ڕکابەرێتی ناوخۆیی لەناو حیزبەکان بەسەر شۆڕش و شۆڕشگێڕایەتی لەڕاستی‌دا جۆرێکی بێ‌نیازی لەناو حزیبەکانهدا بەرهەم هێنا بەنیسبەت مرۆڤ و کەسایەتی هەڵکەوتە، هەروەها لەکاتی شۆڕش و لەگەرمەی شەڕی چەکداریش‌دا بەهۆی لەئارادبوونی چەند ڕێبەڕ و کەسایەتی کاریزما لەناو حیزبەکان‌دا هەستی پێویستی بە پێشمەرگە و مرۆڤی پراگماتیسم نەتەنیا جۆرێک بێ‌نیازی بە تاکی هەڵکەوتی هزری لێ‌کەوتەوە کە حەتتا جۆرێک دژایەتی و بەسووک دیتنی هەڵکەوتەی هزریشی لێ‌کەوتە، لەتەنیشت ئەم دیاردانە یارگیری بۆ هێژمۆنی و بەدەسەڵات گەیشتن و پاراستنی دەسەڵات دیاردەیەکی نەباشی تری لێ‌کەوتەوە، ئەویش مەیدان دان بە تاک و مرۆڤی ناتەبا لەگەڵ پۆستەکان و بڕەودان بە تاکی گوێ‌ڕایەڵ، لەئاکام‌دا سەرکووت و سەرکۆنەکردنی تاکی هەڵکەتە بەهۆی هەست بە مەترسی کردن لەلایەن ڕێبەڕانی نوێی حیزبەکان. واتە دەشێ بگوترێ کە ڕیبەڕانی نوێی حیزبە کوردێکانی ڕۆژهەڵات نەتەنیا خۆیان لەباری هزر و ئەندێشە هیچ کۆکیەک و تەباییەکیان لەگەڵ دۆخی ئیستای ڕۆژهەڵات نیە و خاوەنی هیچ جیهانێکی هزری سەربەخۆ و تازە بنیادنراو نین، کە لەهەمان کاتیشا هیچ ڕاوێژکارێکی کارمە و هەڵکەوتە کە بتوانێ ئەم کەمایەسێیان بۆ قەرەبوو بکاتەوە بەدەورەوە نیە، هەرچی دەکرێت و هەر هەڵسووکەوتێک تەنیا ئامانجی هێژمۆنی‌خوازای و بەمەبستی ڕادیکاڵ‌تر کردنی دەز و پەرەی هێژمۆنی خۆیانە لەکۆمەڵگا بەبێ گرینگی‌دان بە ئاڵوگۆڕی هزری. کلتووری و مەعریفی کۆمەڵگا بەبێ ڕەچاوکردنی پرەنسیپە زانستیە کۆمەڵایەتی و سیاسێکان بۆ خەبات و بەرخۆدان بەدژ دەسەڵاتێک کە بەدەیان ستراتژیست، ناوەندی توێژینەوەی زانستی و ستراتژیکی لەناو خۆ لە دەرەوە لەخزمەت‌دایە. لەڕاستی‌دا قەیرانی ڕێبەری بە مانای غیابی کەسایەتی کاریزما کە هەڵگری جیهانێکی مەعریفی و زانستی بەڕۆژ بێت، پشتیوانی و عەقەبەیەکی زانستی و مەعریفی‌جێگای متمانەی بەڕۆژی هەبێت، ئەمرۆکە ڕەنگە گرینگ‌ترین خەساری شەقامی سیاسی ڕۆژهەڵات بێت.


افول‌دیکتاتوری جمهوری‌اسلامی

  شاهو حسینی شاید هیچ‌گاه تا برآمدن مدرنیته اهمیت فلسفه سیاسی ارسطو که مبتنی بر فرد بافضیلت و طبقه متوسط بود، به‌طور جدی درک نشد، در واقع ...